ميرزا شمس بخارايى
94
تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى
مير حيدر امام جمعه بوده ، تمام اهل اورگنج به او ارادت داشتند و او را به منزلهء ولى يا پير مىدانستند . در زمان حيات امير حيدر ، امير مذكور ، خان پادشاه را به شهر اورنبورگ « 1 » فرستاده ؛ بعد از آنكه يك سال در آنجا مانده بود ، امير حيدر او را از آنجا خواسته و به اورگنج فرستاده و ايشان نقيب در اورگنج مواظب و مربّى او بوده است . پس از آن هم ، خان پادشاه به همراهى نقيب به بخارا نزد امير حيدر آمده و نزد پدر بود و نقيب به كارشى نزد نصر اللّه خان رفته با او به سر مىبرد . و نصر اللّه خان ارادتى كامل به او داشت و بدون رأى او به كارى اقدام نمىكرد ، تا اينكه امير حيدر جهان را بدرود گفته ، امير حسين امارت يافت . و پس از گذشتن امير حسين ، ايشان نقيب نصر اللّه خان را به عزيمت سمرقند و لشكركشى وادار نموده و از گفتهء او تجاوز نمىكرد ، تا اينكه حملهاى به بخارا واقع شد و چون عمر خان دوستى ايشان نقيب را به برادر كوچك خودش مىدانست و آگاه بود كه نقيب در همراهى نصر اللّه خان است ، بدين واسطه به خان پادشاه التجا و پناه برد . القصّه ، همان روز كه بخارا مفتوح گرديد ، ايشان نقيب زودتر از همه كس خود را به ارگ رسانيد به خانهء خان پادشاه رفته با او ديدار كرد . خان پادشاه واقعهء او را ، يعنى عمر خان را ، به نقيب گفته و خواهش نمود كه در نزد نصر اللّه خان او را شفاعت نمايد . در همان حال كوشبيگى وزير اعظم و اياز بيگ ، امير نصر اللّه خان را وارد ارگ نمودند . نقيب خود را به نصر اللّه خان رسانيد و شفاعت عمر خان را خواهش كرد . نصر اللّه خان ملتمس او را قبول كرده ، جواب داد كه او را به شما بخشيدم و از تقصيرش هر چه باشد در گذشتم . پس ايشان نقيب ، عمر خان را با خود از ارگ بيرون برده ، در خانهء خويش منزل داد . پس از چند روز نصر اللّه خان حكم نمود چند نفر سوار تركمان او را به مرو برده از آنجا نيز به هراتش فرستادند كه باقى حالات او را در آينده ذكر خواهيم نمود . چون نصر اللّه خان در بخارا سلطنت يافته و در حكمرانى خويش استقرار يافت ؛ بنا را به ايذاء اهل بخارا گذاشته ، يعنى تا مدّت يك ماه هر روز به اندازهء صد الى پنجاه تن را
--> ( 1 ) . اساس : اورمبورگ ؛ Orenburg : تاريخ تأسيس 1148 / 1735 .